روایت نخستین فرمانده سپاه از علت مخالفت ها با قرارگرفتن سپاه زیر نظر دولت

جواد منصوری گفت: در جریان تدوین اساسنامه، دیدگاههای متفاوتی مطرح بود. گروهی معتقد بودند سپاه باید زیر نظر دولت باشد و بر این نظر اصرار داشتند. در مقابل، عدهای دیگر بر این باور بودند که سپاه باید زیر نظر رهبری فعالیت کند.
به گزارش خبرگزاری مدیریت استراتژیک، جواد منصوری، نخستین فرمانده سپاه پاسداران، در بخشی از گفتوگوی خود با خبرگزاری مدیریت استراتژیک، درباره تشکیل سپاه پاسداران بیان کرد: ما برای تأسیس سپاه پاسداران، طبیعتاً هیچ مدل مشخصی در دنیا پیشِرو نداشتیم؛ به این معنا که الگوهای موجود عمدتاً تکبعدی بودند و بیشتر جنبه امنیتی یا در مواردی دفاعی داشتند. اما آنچه مدنظر ما بود،ساختاری با ابعاد سیاسی، فرهنگی و حتی خدماتی بود؛ نهادی که بتواند مردم را درجریان انقلاب و پس از آن همراهی کند، آنان را در صحنه نگه دارد و به ارتقای سطح زندگی شان کمک کند. بر همین اساس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با فراهم شدن مقدماتی ـ که مهمترین آن تجمیع چند گروه و تدوین یک اساسنامه بود ـ شکل گرفت. این روند از اسفند ۵۷ آغاز شد و تا فروردین ۵۸، شامل شکلگیری، تدوین و در نهایت تصویب اساسنامه ادامه یافت.
نخستین فرمانده سپاه خاطرنشان کرد: در این میان، نکتهای حائز اهمیت وجود دارد که ثبت آن در تاریخ ضروری است؛ در جریان تدوین اساسنامه، دیدگاههای متفاوتی مطرح بود. گروهی معتقد بودند سپاه باید زیر نظر دولت باشد و بر این نظر اصرار داشتند. در مقابل، عدهای دیگر بر این باور بودند که سپاه باید زیر نظر رهبری فعالیت کند. استدلال طرفداران قرار گرفتن سپاه زیر نظر دولت این بود که دولت برای اداره کشور به چنین تشکیلاتی نیاز دارد. اما دیدگاه مقابل این بود که اگرچه دستگاههای انتظامی میتوانند برای اداره امور شکل بگیرند، اما سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فراتر از یک نهاد انتظامی است؛ نهادی است که قرار است در ابعاد مختلف، برای کل انقلاب ایفای نقش کند.
همانگونه که نهادهایی مانند جهاد سازندگی یا کمیتهها بعدها منحل شدند، امکان انحلال سپاه نیز وجود داشت
منصوری با بیان اینکه به هر حال، با بحثهای فراوانی که صورت گرفت، دیدگاه دوم مورد پذیرش قرار گرفت و بر این اساس، در متن اساسنامه قید شد که سپاه پاسداران زیر نظر رهبری انقلاب فعالیت میکند، تصریح کرد: پس از تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی نیز با این مجلس رایزنی کردیم تا، نخست، موجودیت و رسمیت سپاه در قانون اساسی ذکر شود و دوم، بر قرار گرفتن آن زیر نظر رهبری تأکید شود. این امر در نهایت محقق شد و از جمله اتفاقات بسیار مهم در تاریخ انقلاب به شمار میرود.
وی ادامه داد: کسانی که با این مباحث آشنا هستند، بهخوبی میدانند اصرار بر قرار گرفتن سپاه زیر نظر رهبری چه معنایی دارد. علاوه بر این، تصریح این موضوع در قانون اساسی نیز اهمیت ویژهای داشت؛ چرا که در غیر این صورت، همانگونه که نهادهایی مانند جهاد سازندگی یا کمیتهها بعدها منحل شدند،امکان انحلال سپاه نیز وجود داشت. همچنین، اگر سپاه زیر نظر رهبری قرار نمیگرفت، با تغییر دولتها و جابهجایی مدیران، این نهاد بهتدریج به یک سازمان صرفاً اداری تبدیل میشد که ابعاد و کارکردهای آن بهمرور محدود میگردید.
منصوری گفت: در ادامه، اسامی پیشنهادی که توسط اعضای مؤسس تدوین شده بود، به تأیید شورای انقلاب رسید. در اساسنامه نیز پیشبینی شده بود که سپاه توسط هیأت «شورای فرماندهی» متشکل از هفت نفر اداره شود و برای هر یک از این افراد، حوزه مأموریتی مشخصی تعریف شده بود. انتظار ما این بود که شورای انقلاب این هفت نفر را منصوب کند، اما به ما اعلام شد که خودمان از میان اعضا، این افراد را انتخاب کنیم. بر همین اساس، رأیگیری داخلی انجام شد و هفت نفر بهعنوان اعضای شورای فرماندهی انتخاب شدند. این اسامی به شورای انقلاب اعلام شد و شورا نیز آنها را تأیید کرد.